Help !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یکی از کاربردهای مهم help برای وقتیه که بگیم ترک کردن کاری یا انجام ندادن کاری خیلی سخته. و کاربردش به این شکله: sb can’t help sth یا sb can’t help doing sth
مثال:
A: you must cut down on candy. You’re putting on weight
B: I know but I can’t help it. I have a sweet tooth
A: تو باید کمتر شیرینی بخوری. داری چاق میشیا.
B: میدونم اما “دست خودم نیست”. من شیرینی خورم.
نکته: have a sweet tooth یعنی به خوردن شیرینی جات علاقه ی زیادی داشتن. واژه ی chocoholic یا همون chocaholic هم اسمه و اشاره داره به کسی که خیلی به شکلات علاقه داره.
پسوند aholic هم به انتهای اسم ها می چسبه و از اون ها برای توصیف افرادی بکار می برن که در انجام دادن اون کار ها خیلی افراطی ان. مثلا workaholic یعنی کسی که مدام کار میکنه.
پس I can’t help it/doing it یعنی “دست خودم نیست” یا “نمیتونم جلوی خودمو بگیرم” (I can’t help eating Fesenjan!: موقع خوردن فسنجون نمیتونم جلوی خودمو بگیرم)

مثال: I burst out laughing! I couldn’t help myself
“داشتم از خنده میمردم (روده بر شده بودم). نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم.
* it can’t be helped هم یعنی “کاریش نمیشه کرد – nothing can be done about it” ، “چاره ای نیست”

ترجمه همزمان

  • ترجمه هم‌زمان یا ترجمه شفاهی عبارت است از برگرداندن یک مفهموم از زبان مبدا به زبان مقصد به صورت شفاهی .آنچه مترجم مکتوب را از مترجم هم‌زمان متمایز می سازد این واقعیت است که مترجم هم‌زمان با قرار گرفتن در یک محیط ارتباطی ملموس و تکرار ناپذیر ( Non-repeatable ) اجبارا از تکنیک‌ها و شگردهایی استفاده می‌کند که حاصل آن عبارات و جملاتی است که ترجمهٔ کلمه به کلمه محسوب نخواهد شد .
    •  
ادامه نوشته

R.Vahabzadeh