خاطرات دانشگاهم و جک های دانشجویی

اولین سوال دخترها در آغاز ترم: استاد منابع امتحان چیا هستن؟

اولین سوال پسرها از استاد در شروع ترم: استاد نه و نیم رو ده میدین؟



جلسه ی اول ترم، استاد برنامه سازیمون داشت درباره ی بچه ها ازشون سوال میکرد (برا آشنایی) که مثلا ترم چندمی؟ بچه کجایی؟ چه رشته ای میخونی؟ و از این حرفا. بعد اومد از من یه چندتا سوال پرسید. بعد گفت شما کجا میشینین؟ منم گفتم رو مبل، رو فرش، رو صندلی! هر جا که راحت باشم!
نامرد از کلاس بیرونم کرد!
کسی نمیدونه چرا؟ مگه دروغ گفتم؟!!!


اقا تو کلاس بودیم استاد فیزیک یه سوال آسون (در حد 2*2=4) پرسید که جوابش میشد “کوچکتر میشه”. همه درست جواب دادن من هم داد زدم استاد اینو خرم میدونه! بلافاصله یه بنده خدایی که تو باغ نبود گفت استاد بزرگتر نمیشه؟! یعنی کل کلاس رفت رو هوا! بنده خدا دو روزه دیگه سوال نمیپرسه


نشسته بودیم سر کلاس یکی از این بچه خر خونای کلاس دم به ساعت از استاد سوال می پرسید. خلاصه استاد کلافه شد می خواست بهش بگه صبر کن میگم مگه شیش ماهه به دنیا اومدی؟ گفت صبر کن مگه هفت ماهه زاییدی؟؟؟؟؟
یعنی کلاس عملا رفت رو هوا…



دیروز تربیت بدنی داشتیم، استاد یه مانع 20 سانتی گذاشت گفت یکی یکی از روش بپرین…
من یدفعه گفتم: نه حسن! خطرناکه حسن!!!
دیدم تمام بچه ها از خنده رو زمین پخش شدن…
یکی از بچه ها اومد بهم گفت اسم استاد حسنه!!!!
هیچی دیگه استادم منو حذف کرد.




ادامه نوشته

Joke

باباي من بازرس اداره بهداشته يه بار واسه تحقيق درباره پشه هاي مالاريا رفته بود مآموريت. من كلاس اول بودم معلممون گفت فردا بابات بگو بياد مدرسه منم گفتم نيستش، گفت كجاست؟ گفتم رفته پشه بگيره.

من *=)) rolling on the floor
معلممون
*=)) rolling on the floor 
بابام *=)) rolling on the floor 

پشه ها *=)) rolling on the floor *=)) rolling on the floor 
سازمان بهداشت جهاني *=)) rolling on the floor



رفیقم سیم کارتش همراه اولِ . میخواست gprs شو فعال کنه ، زنگ زد به اپراتور ، خانومه برداشت رفیقم گفت خانوم ببخشید جی پی آر اس همراه اول چجوری فعال میشه؟ خانومه برگشته میگه gprs چیه؟!!!
من و رفیقم *=)) rolling on the floor
آبدارچی مخابرات *=)) rolling on the floor
کبوتر روی دکل همراه اول *=)) rolling on the floor


ادامه نوشته

پ ن پ (1)

رفتم گلفروشی گفتم آقا این گل طبیعیه ؟
یه دختر بچه ۵ ساله ای اونجا بود گفت پــَ نَ پــَ سزارینه !
به جون خودم من تا ۱۲سالگی فکر میکردم بچه ها رو لک لک ها از آسمون میارن !


******************

به دخترعموم که ۵ سالشه میگم: دخترا موشن مثه خرگوشن میگه پ ن پ همه مثل شما پسرا گاو گوساله ایم

اصلا یه وضعی شده به خدا!

******************

صبح از خواب بیدار شدم، مامانم میگه خوب خوابیدى؟

تا اومدم بگم: پـَـَـ … گفت: پـَـَـ نَ پـَـَـ و زهرمار، پـَـَـ نَ پـَـَـ درده بی درمون

پـَـَـ نَ پـَـَـ کوفت، پـَـَـ نَ پـَـَـ مرض… گفتم: خوب حالا چرا میزنى؟

گفت: پـَـَـ نَ پـَـَـ میخواى بشینم باهات درد ودل کنم پَـــ نَ پَــــ ش

کنی بذاری فیسبوک؟!


******************

ادامه نوشته

تا حالا دقت کردین که ... (صرفا جهت خنده)

موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب می شه، دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه کنی.

******************
الان شما اگه همینطوری بیکار هم نشسته باشید تو خونه، از نظر پدر و مادرتون، بچه همسایه یا بچه فامیل بهتر از شما بیکار می شینه

******************
سر جلسه امتحان نشستی هرچی تو کلته رو برگه خالی می کنی آخرش نصف صفحه هم پر نمی شه بعد یه نفر بلند می شه می گه آقا یه برگه دیگه بدین جا ندارم. اون لحظه می خوای صندلی رو از پهنا بکنی تو حلقش

******************


*=)) rolling on the floor*=)) rolling on the floor*=)) rolling on the floor

ادامه نوشته

واقعا سر در نمیارم (خنده دار)

قیمت نون سنگک با ویندوز 7 ، یکیه!


******************

تو تلویزیون 2 ساعت در مورد سرویس جاسوسی گوگل صحبت میکنند! آخر برنامه که میخواد پست الکترونیک بده آدرس جیمیل میده!


******************

 

مجری از طرف میپرسه نظرتون راجع کتاب تو اتوبوس چیه؟ میگه خوبه، هوا گرمه تو اتوبوس باهاش خودمو باد میزنم!

 

******************

توی تهران، کل جدول مندلیف رو با یه نفس میکشی تو بدن!

 

******************

رفتم داروخونه میگم پماد ضد خارش میخوام, یارو زیر لب میگه نیگا جوونای این مملکت حال ندارن خودشونو بخارونن!

 

******************

خواستگار اومده بابام میگه نمیدونم هر چی خودت میگی؟منم گفتم نه! میگه تو غلط کردی مگه بحرف توئه!

 

 ******************

یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیمون!

 

 ******************

رفتم نمایندگی به مسئولش میگم فرمون ماشین زیاد صدا میده، چه کار کنم؟ میگه صدای ضبط رو زیاد کن!

 

 ******************

فک و فامیله ما داریم

رفتم دنبالِ خواهرم از دانشگاه بیارمش
برگشتنه گشت بهمون گیر داده ، میگه خانوم کى باشن؟
منم با حالت عصبانى میگم خواهرمه! مشکلى هست؟
بعد یهو خواهرم میگه :
جناب سروان دروغ میگه !!!
دوست دخترشم ؟؟؟؟
میگم دروغ میگه به خدا جناب سروان ؟
یارو هم مدارک ماشینُ گرفت گفت بیا کلانترى معلوم میشه!!
به خواهرم میگم مرض دارى مگه!!!!
میگه بریم کلانترى بعد بابا اینا بیان دنبالمون مامورِ ضایع بشه یه ذره بخندیم؟؟؟

فک و فامیله ما داریم ؟!



من و دختر خالم :
-سلام
+سلام
-من هرکار میکنم نمیتونم برم تو سایت دانشگاه نمره‌مو ببینم.به نظرت چی شده؟
+ مرورگرت اینترنت اکسپلورره؟
-نه فک کنم ADSL باشه
+ عزیزم مرورگر که اون نیست. منظورم اینه وقتی کانکت میشی با چی میری تو صفحه‌ای چیزی؟
-آها خوب با اینترنت دیگه
+ وااااا! منظورم اینه رو چی کیلیک میکنی؟
-خوب از اول بگو. رو دسکتاپ!
+ فک کنم کامپیوترت خراب شده باید یکی دیگه بخری. خدافض



خسته و کوفته اومدم خونه داداشم رو در پذیرایی یادداشت گذاشته یه نوشته گذاشتم تو اتاقت برو بردار…
رفتم تو اتاق دیدم نوشته سرت کلاه گذاشتم یادداشت اصلی پشت همون برگه ایه که رو در بود…
رفتم یادداشت رو درو کندم پشتش نوشته یه یادداشت تو یخچاله زیر ظرف میوه ها…
منم حرصم گرفت بدون توجه به یادداشت یه نیمرو درست کردم و خوردم…بعد ناهار یادداشت زیر ظرف میوه رو خوندم دیدم نوشته ما رفتیم خونه خاله اما مامانم برات پیتزا که دوست داری درست کرده گذاشته تو فر…اما اگه نیمرو خوردی دیگه پرخوری نکن بذار اومدم باهم میخوریم…
خدا وکیلی من سرم رو کجا بکوبم با این فک و فامیل؟

آقا دیب دارین (Joke)

یارو زبونش می‌گرفته،

میره داروخونه می گه: آقا دیب داری؟

کارمند داروخونه می گه:

دیب دیگه چیه؟


ادامه نوشته

یادگیری لهجه اصفهانی در 3 دقیقه


ادامه نوشته

ماجرای یه اصفهانی

اتفاق جالبی که در اتوبان اصفهان رخ داده: همشهری اصفهانی ما توی اتوبان با سرعت 180 کیلومتر در ساعت می رفته که پلیس با دوربینش شکارش می کند و ماشینش رو متوقف می کند. پلیس میاد کنار ماشین و میگه گواهینامه و کارت ماشین !

اصفهانی با لهجه ی غلیظی میگه :من گواهینامه ندارم. این ماشینم مالی من نیست کارتا ایناشم پیشی من نیست

*من صاحب ماشینا کشتم جنازاشم انداختم تو صندوق عقب. چاقوشم صندلی عقب گذاشتم. حالاوم داشتم میرفتم از مرز فرار کونم که شوما منو گیریفتین

*مامور پلیس که حسابی گیج شده بود بی سیم می زنه به فرماندش و عین قضیه رو گزارش میدهد و در خواست کمک فوری می کنه فرمانده اش هم به او می گه که کاری نکند تا او خودشو برسونه

*فرمانده در اسرع وقت خودشو به محل می رسوند و به راننده اصفهانی می گوید

*اقا گواهینامه؟

*اصفهانی گواهینامه اش رو از تو جیبش در میاره و به فرمانده می دهد.

*فرمانده می گه اقا کارت ماشین؟

*اصفهانی کارت ماشین که به نام خودش بوده در میاره و می دهد به فرمانده

*فرمانده که روی صندوق عقب چاقویی پیدا نکرده عصبانی دستور می دهد تا راننده در صندوق عقب را باز کند.

*اصفهانی در صندوق رو باز می کند و فرمانده می بینه که صندوق هم خالیست

*فرمانده که حسابی گیج شده بود به اصفهانی میگه "پس این مامور ما چی میگه؟

*اصفهانی می گوید:چی میدونم والا جناب سرهنگ.لابد الانم می خواد بگه من 180 تا سرعت می رفتم

خاطرات کلاس هام (2)

سر یکی از کلاس هام توی آموزشگاه، دختری بود که دو ، سه جلسه اول ،ده دقیقه مونده بود کلاس تموم شه ، زیپ کوله اش رو می کشید و می گفت :

استاد خسته نباشید !

البته من هم به شیوه همه معلم های دیگه به درس دادن ادامه می دادم و توجهی نمی کردم

یه روز اواخر کلاس زیر چشمی میپاییدمش به محض این که دستش رفت سمت کوله ، گفتم :

خانوم زیپتو نکش هنوز کارم تموم نشده !

همه کلاس منفجر شدن از خنده
*=)) rolling on the floor *=)) rolling on the floor *=)) rolling on the floor

نتیجه این کار این بود که دیگه هیچ وقت سر کلاس بلبل زبونی نکرد

هیچ وقت هم دیگه با اون کوله توی آموزشگاه
ندیدمش.

خاطرات کلاس هام (1)

 

سر كلاس بودم داشتم جزوه مي گفتم كه يه دختره گفت: استاد من جا انداختم
منم با خونسردی گفتم: برو بخواب الان ميام

LOL

این خارجی ها با ابداع کلمه ی "LOL" به جای "laughing out loud" مثلا خواستن بگن ما خیلی مبتکریم اما قهرمانان ایران زمین با ابداع "خخخخخخخخخ" به جای "خیلی خوبه خدایی خیلی خندیدم خیر ببینی" نقشه ی دشمنان رو نقش بر اب کردند *=)) rolling on the floor*=)) rolling on the floor*=)) rolling on the floor

خاطرات کلاس هام (5)

یه بار لبام خشکی زده بود خواهرم گفت واسه این که خوب شه موقع خواب رژ لب بزن (فرداش کنفرانس داشتم). صبح که از خواب پاشدم دیدم لبام گنده شده. رفتم که رژ لبو پاک کنم دیدم اصلا پاک نمیشه. وقتی که روی رژ لبو خوندم نوشته بود: 24 ساعته و حجیم کننده. تازه رنگشم قرررررررمز بود
من
*~x( at wits' end *x( angry
خواهرم
*=)) rolling on the floor
بقالی سر کوچه
*=)) rolling on the floor
اهالی محل
*=)) rolling on the floor
راننده تاکسی
*=)) rolling on the floor
منشی
*=)) rolling on the floor 
مدیر
*=)) rolling on the floor
بچه های کلاس
*=)) rolling on the floor

Emotions


*:) happy *:( sad *;) winking *:-/ confused *:x lovestruck  *:P tongue *:-* kiss *=(( broken heart *:-< sigh *~X( at wits' end *:-O surprise *X( angry *B-) cool *>:) devil *:(( crying *:| straight face */:) raised eyebrows *O:-) angel *:-B nerd *>:P phbbbbt


*:-h wave *8-| rolling eyes *:-& sick *:-$ don't tell anyone shh! *<:-P party *(:| yawn *:-? thinking *:)) laughing *=)) rolling on the floor *:D big grin *<):) cowboy *^#(^ it wasn't me *;;) batting eyelashes *>:D< big hug *:> smug *:-S worried *#:-S whew! *=; talk to the hand *I-) sleepy *L-) loser *[-( not talking *:)] on the phone *8-> day dreaming *:O) clown *8-} silly *=P~ drooling *#-o d'oh! *=D> applause *:-SS nail biting *@-) hypnotized *:^o liar *:-w waiting *:-c call me *~^o^~ cheer *'@^@||| dizzy *[]--- cook *^O^||3 eat *:-(||> give up *'+_+ cold *:::^^::: hot *o|^_^|o music *:puke! puke *o|\~ sing *o|:-) catch *[]==[] exercise *:-)/\:-) high five *:(game) play game *'@-@ search me *:->~~ spooky *?@_@? studying *:(tv) tv *&[] gift *%||:-{ unlucky *%*-{ down on luck *:(fight) fight


خاطرات کلاس هام (4)

رفتم سر یکی از کلاس هام تو ورامین، از کلاس بوی پرتقال میومد.
داد زدم گفتم کی داره سر کلاس پرتقال می خوره
واقعا خجالت نمیکشین؟
یکی از دخترا گفت شاید ویار کرده.
کلاس ترکید از خنده
یعنی شاگرده ما داریم

خاطرات کلاس هام (3)

آخر کلاس یکی از بچه ها فلش آورده بود براش چیزی بریزم. فلش رو داد، گفت: آقا یه سوال، گفتم بفرمایید

گفت: "اگه فلش در نداشته باشه ویروس می گیره؟"

یعنی من از خنده می خواستم میز و صندلی رو گاز بگیرم  *=)) rolling on the floor

Sexual Confessional

 

Sexual Confessional

A young woman goes to church to confess her sins to the priest.

"Forgive me Father, for I have sinned."

"Tell me all of your sins, my daughter."

"Oh, Father, last night my boyfriend made hot, passionate love to me seven times," she says.

The priest thinks about this long and hard, and says, "Take seven lemons and squeeze the juice into a tall glass,

and drink it."

"Will this cleans my soul of my sins?"

"No," the priest says, "but it'll wipe that smile off your face!"

 

You Have The Brakes

A trucker who had driven his fully loaded rig to the top of a steep hill and was just starting down the equally steep other side when he noticed a man and a woman lying in the center road, making love.

He blew his air horn several times as he was bearing down on them.

Realizing that they were not about to get out of his way he slammed on his brakes and stopped just inches from them.

Getting out of the cab, madder than hell, the trucker walked to the front of the cab and looked down at the two, still in the road, and yelled, "What the hell's the matter with you two?

Didn't you hear me blowing the horn? You could've been killed!"

The man on the highway, obviously satisfied and not too concerned, looked up and said, "Look, I was coming, she was coming, and you were coming. You were the only one with brakes."