ربات سخنگو (Talking Robot)

این یک ربات سخنگوست که کاملا قابل برنامه ریزیه و شما می تونید هر موقع که خواستید باهاش گپ بزنید، به راحتی ارتباط برقرار کنید و سوال هایی مثل :

Your Favorite Color
Your Favorite Food 
Your Favorite Movie
Your Favorite Song
Your Favorite Sport
Your Favorite Author
Your Favorite Artist
Your Favorite Actor and Actress
Football team
Age 

و بسیاری سوال های دیگه ازش بپرسید. از اون استفاده کنید و نظراتتون رو در پایین همین صفحه
(در قسمت Comment) بنویسید.

يه ربات هوشمند كه به سوال های شما جواب می ده و در عين اينكه به بهتر شدن زبان انگليسی تون كمك می كنه،كلی هم می شه خنديد و گاهی هم دعوا كرد و فحش داد حتما امتحانش کنید.

شما این موضوع را می دانید که داشتن یک همکلاسی یا کسی که بشه باهاش چت کرد از بهترین شیوه های یادگیری زبان انگلیسی است در این روش شما علاوه بر اینکه میتوانید داشته های خود را با تکرار و به کار بردن در جمله به حافظه بلند مدت بسپارید میتوانید از اطلاعات شریک خود هم استفاده کنید و گنجینه لغات خود را افزایش دهید.

این ربات هوشمند بهترین روش در زمینه یادگیری انگلیسی است شما میتوانید ساعت ها با این ربات سخنگو صحبت کنید و اطلاعات خود را با یکدیگر تبادل کنید.

پس زمان را از دست ندهید و با ربات هوشمند چت کنید.

برای شروع گفتگو و مکالمه لطفا بر روی Talking Robot کلیک کنید


Talking Robot

Devised By: R.Vahabzadeh



شایعه پایان جهان در 21 دسامبر 2012


شایعه بی اساس سه شب تاریکی و پایان جهان در 21 دسامبر 2012 موجب کنجکاوی و پیگیری برخی از مردم در این زمینه شده است. به گزارش خبرنگار ایرنا، مدت هاست شایعات مختلفی در مورد به پایان رسیدن جهان در روز 21 دسامبر سال 2012 همزمان با شب یلدا در ایران در وبلاگ های مختلف و محافل فرهنگی و اجتماعی مطرح شده و با نزدیک شدن به روز موعود ابعاد گسترده تری به خود گرفته و ساخت و انتشار فیلم ˈ2012ˈ بر تبلیغات پیرامون پدیده های مرتبط با نابودی جهان افزوده و موجب افزایش نگرانی در میان برخی از مردم ناآگاه شده است. یکی از ادعاهای جاری در محافل عمومی، مربوط به پیشگویی جنجال برانگیز قوم باستانی مایا است که بر اساس آن در این روز یک دوره پنج هزار و 125 ساله در تقویم این قوم به پایان می رسد. از دیگر دلایل این موضوع برخورد سیاره ای ناشناخته به زمین و مقارنه خورشید و کهکشان است که مراکز علمی نجوم از جمله ناسا با قاطعیت این قبیل شایعات بی اساس را رد کرده اند. متاسفانه تبلیغات کشورهای غربی و برخی خرافه پرستی ها در کشورهای همجوار مانند ترکیه موجب تردید در میان برخی شهروندان شده است. نماینده ولی فقیه در دانشگاهای آذربایجان شرقی در خصوص مطرح شدن این شایعه به خبرنگار ایرنا گفت: چنین شایعاتی در جوامعی که از لحاظ علمی و فرهنگی ضعیف هستند مورد قبول بوده و ایجاد رعب و وحشت می کند. حجت الاسلام اصغر نقدی افزود: سطح شعور ملت ایران بسیار بالا بوده و چنین شایعاتی پوچ و بی اساسی که توجیه علمی، عقلی، دینی و قرآنی ندارند را قبول نمی کنند. وی ادامه داد: از آنجا که غیر از خداوند بزرگ هیچ کس نمی تواند پایان جهان را پیش بینی کند بنابراین اینگونه دروغ ها از نگاه باورهای اسلامی منسوخ و غیرقابل قبول است. حجت الاسلام نقدی گفت: حتی از نظر مذهبی نیز این مساله توجیه ندارد چرا که در قرآن هم بیان شده کلید تمام اسرار در دست خداست و کسی از زمان ظهور امام زمان(عج) و قیامت اطلاعی ندارد. وی تاکید کرد: لازم است نهادهای علمی، آموزشی و فرهنگی و رسانه ها در چارچوب افزایش آگاهی مردم و مقابله با خرافه پرستی فعالیت های خود را افزایش دهند. رصدگر آمریکایی و مدیر و موسس انجمن بین المللی منجمان بدون مرز AWB گفت: 21دسامبر 2012 از لحاظ علمی پایان جهان نیست. مایک سیمونز(Mike Simmons)، در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: ناآگاهی برخی اقشار مردم از موضوع های نجومی باعث دامن زدن به شایعه بی اساس 2012 شده است. وی با بیان اینکه زمین و خورشید در ماه دسامبر به طور تقریبی در مرکز کهکشان راه شیری قرار می گیرند و این پدیده ای به طور سالانه اتفاق می افتد تاکید کرد: هیچ مقارنه یا نظم کهکشانی جدیدی در سال 2012 وجود ندارد. سیمونز ادامه داد: هرسال به هنگام انقلاب زمستانی خورشید در نقطه ای از آسمان واقع می شود که بسیار نزدیک به مرکز کهکشان راه شیری است. موسس انجمن رصدخانه مونت ویلسون (MWOA) کالیفرنیا، شایعه تاریکی مطلق زمین را بی اساس دانست و گفت: تمام دانشمندان عرصه نجوم این موضوع را رد کرده و چنین مساله ای شایعه ای بیش نیست. وی با بیان اینکه اتفاق های نجومی در هر زمانی در حال وقوع است افزود: نباید ذهنمان را درگیر مسایل بی اساس علمی کنیم، چنین شایعه هایی در طول تاریخ وجود داشته و افراد فرصت طلب از ناآگاهی مردم به نفع خود سوء استفاده می کنند. وی وجود نیبیرو(سیاره ای ناشناخته در راه برخورد با زمین) و داستان های دیگر درباره سیاره های متمرد را رد و اضافه کرد: اگر نیبیروای وجود داشت اخترشناسان به طور قطع آن را در دهه گذشته شناسایی می کردند و امروز با چشم غیرمسلح نیز باید دیده می شد. سیمونز اظهار کرد: شکی نیست برای تک تک افراد روزی جهان به پایان خواهد رسید شاید پایان جهان برای من، همین امروز یا فردا باشد. مدیر و موسس پروژه بین المللی جهان در شب TWAN گفت: منجمان علم نجوم پایان یافتن جهان در سال 2012 میلادی را تایید نمی کنند. ˈبابک امین تفرشیˈ هم با بیان اینکه شایعات در خصوص پایان جهان بارها شنیده شده و مطلب جدیدی نیست افزود: متاسفانه افراد فرصت طلب از ناآگاهی مردم عادی سوءاستفاده های کلان مالی می کنند. وی در خصوص شایعه هم خط شدن زمین، خورشید و مرکز کهکشان اظهار کرد: این هم خطی هر شش ماه یکبار اتفاق می افتد و هیچ نگرانی و تهدیدی برای مردم ندارد. وی تاکید کرد: هیچ پدیده غیر عادی که با وقوع هم ترازی زمین و خورشید و صفحه میانی کهکشان در ارتباط باشد در روز های 21 تا 23 دسامبر (اول تا سوم دی ماه سال جاری ) رخ نخواهد داد. وی شایعه تاریکی سه روزه زمین را بی اساس دانست و گفت: پیش بینی وضعیت هوایی فضا به ما کمک می کند که از رویدادهای درحال وقوع جلوگیری کرده و یا صدمات را به کمترین میزان رساند. امین تفرشی اظهار کرد: سازمان فضایی ناسا به تمام این شایعات پاسخی علمی داده و این پیش بینی ها و شایعات را رد کرده است.

تقویم مایاها تمام می شود نه جهان !


پدر نجوم آماتوری ایران گفت: گفته ها درباره به پایان رسیدن دنیا در21 دسامبر صحیح نیست و نظم حاکم بر جهان و آفرینش، براساس چنین پیش بینی هایی تغییر نیافتنی است. به گزارش واحد مرکزی خبر،‌ مهندس احمد دالکی در نشست خبری - علمی - تحلیلی «نظریه سه روز تاریکی و پایان جهان» که در مرکز علوم و ستاره شناسی تهران برگزار شد افزود: احتمال پایان جهان در هر تاریخی وجود دارد، اما این تاریخی که براساس آن و به اشتباه تاریخ پایان جهان شایع شده است فقط تاریخ پایان تقویم قوم مایاها در مکزیک است که بهانه ای برای برخی شایعه سازان در این زمینه شده است. این پژوهشگر علم نجوم با اشاره به سفری که برای تحقیق به مکزیک و محل اصلی زندگی مایاها داشته است گفت: تقویم مایاها در21دسامبر صفر می شود و دوباره از ابتدا آغاز به شمارش می‌کند، پس این صفر شدن تقویم به معنی پایان جهان نخواهد بود. وی دلایل دیگری که زمین را تهدید می‌کند از جمله احتمال طوفان های خورشیدی و برخورد ستارگان دیگر با زمین را وقایعی بسیار ناچیز(1 در 250000) ذکر کرد. مهندس دالکی یکی از دلایل این پیش بینی ها را علاقه مندی انسان ها به خیال دانست و گفت: پیش بینی هایی که مبنای علمی و استدلالی ندارد، دلالت بر تخیل انسان دارد و همواره عده ای هستند که با کنجکاوی در پی حدس زدن زمان و مکان وقایعی هستند که برای همه سئوال انگیز بوده و هست. وی با اشاره به این که اینگونه پیش بینی ها درباره وقوع پایان دنیا در سال هزار و دو هزار میلادی نیز رقم خورده بود گفت: براساس علم نجوم، عمر خورشید به پایان خواهد رسید اما این موضوع بعد از میلیون ها نسل ما اتفاق خواهد افتاد. پدر نجوم آماتوری ایران درباره برخی گفته ها به نقل از ناسا گفت: ناسا مرکز علمی پیشرفته ای است که این گونه پیش بینی های غیر علمی را نمی توان به این مرکز نسبت داد.

به راستی آیا ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ پایان دنیاست؟ (1 دی 1391)

حتما  تا حالا خیلی این خبر به گوشتان خورده که سال 2012 بر اساس تقویم مایا سال پایان جهان خواهد بود. این موضوع آنقدر گسترده شده و حساسیت برای این و آن ایجاد کرده که حتی هالیوود هم دست به کار شد تا از این وضعیت و این التهاب ایجاد شده کمال استفاده را بکند و به همین دلیل فیلم 2012 را به اکران سینمای دنیا در آورد. کتابها و مطالب فراوانی در این زمینه منتشر شده و حتی برخی مستندهایی هم توسط کانالهای مطرح و مهمی مثل نشنال جئوگرافی و چانل هیستوری تهیه و پخش شده که آمده اند پیشگوییهای نوسترآداموس را با تقویم مایاها مخلوط کرده اند و دست آخر نتیجه گرفته اند که حتما در سال 2012 خبرهایی خواهد شد. البته این همه ماجرا نیست، چند ماه قبل هم ناسا اعلام کرده طوفانهای خورشیدی در سال 2012 زمین را در برخواهد گرفت و این موضوع تقریبا جدی ترین احتمال نابودی زمین را شکل داد که جامعه علمی را هم وارد ماجرا کرد.

 اما خود آنهایی که جد و آبادشان به مایاها می رسد از شنیدن این خبرها شگفت زده شده اند! و حتی چند نفری از آنها شاکی بودند که از وقتی این موضوع در اینترنت پخش شده روزی نیست که سوالهای مختلف و جورواجور از آنها نشود. آنها معقدند این جوسازیها در مورد یک رویدادی که صرفا در تقویم مایاها آمده بیشتر کار خود غربیها باشد تا از این وضعیت کمال استفاده را بکنند. نوادگان مایاها معتقدند که آن چیزی که در تقویم های اجدادشان در مورد سال 2012 نوشته شده صرفا بازگو کننده یک حادثه طبیعی و ستاره شناسی است که اعتقاد دارند هر 25 هزار سال تقویم زمانی آنها پایان می یابد و اصلا قرار نیست کره زمین کن فیکون شود!، اما ظاهرا برخی ستاره شناسان و منجمان چیزهایی پیدا کرده اند که دقیقا در همین سال 2012 اتفاق می افتد که بیشتر جنبه ستاره شناسی و کیهانی دارد و همانها را هم به تقویم مایاها چسبانده اند.

لطفا برای خواندن ادامه مطلب روی Read More کلیک کنید.

ادامه نوشته

(Common Idioms (2

1. I know the ins and outs of it.    من به چم و خم آن واردم
2. Let's get down to business.    بریم سر اصل مطلب
3. He never keeps his promises.    هیچ وقت به وعده هاش عمل نمی کنه
4. Nothing more occurs to me.    چیز دیگه ای به نظرم نمیاد
5. Only this shirt caught my eye.    فقط این پیراهن چشمو گرفت
6. I have a bad opinion of him.    نظر خوبی نسبت به او ندارم
7. She was puffing and blowing.    داشت نفس نفس میزد
8. I have run out of breath.    نفسم بند اومده
9. He left and we can breathe again.    او رفت و ما میتونیم دوباره نفس راحت بکشیم
10. She is pampered.    آدم نازپرورده ایه / لوسه
11. She opened the door with a flourish.    با ناز و عشوه در رو باز کرد
12. Strike while the iron is hot.    تا تنور داغه نون رو بچسبون
13. She is the breadwinner of the family.    او نان آور خانواده است
14. I treat you for dinner.    شام مهمون من
15. The dinner is on me.    شام مهمون من
16. It's our housewarming party.    این مهمونی به خاطر خونه ماست
17. I hate gatecrashers.    از مهمون ناخوانده بدم میاد
18. Today's party is a hen-party.    مهمونی امروز زنونست
19. It was a stag-party.    مهمونی مردونه بود
20. He is a hen-pecked man. آدم زن ذلیلیه      

(Common Idioms (1


1. They are poles apart.    یه دنیا با هم فرق دارند
2. I will never forget the good old days.    یاد اون روزهای خوب هیچ وقت از ذهنم نمیره
3. I clean forgot.    پاک از یادم رفت.
4. If my memory serves me right ...    اگه حافظم خوب یاری کنه ...
5. Anything goes here.    اینجا هر کی به هر کیه
6.  She goes to school when the spirit moves her.    هر وقت عشقش بکشه میره مدرسه
7. Every schoolboy knows it.    هر بچه ای اینو میدونه
8. I’m standing by you.    هواتو دارم
9. Cover my back.    هوامو داشته باش
10. When donkeys fly = When pigs fly = When two Sundays meet.    وقت گل نی
11. The exam time is running out.    وقت امتحان داره تموم میشه
12. He usually calls me at odd times.    او وقت و بی وقت با من تماس می گیره
13. Come off it. I didn’t mean it.    بابا ول کن. منظوری نداشتم
14. He hangs around in the streets every day.    هر روز تو خیابون ها ول میچرخه
15. The rain doesn’t let up.    بارون بند نمیاد
16. A case in point is you.    یه موردش همین جنابعالی
17. I started from scratch.    از هیچی شروع کردم
18. The chips are down.    هوا پسه
19. He is killing time for no reason.     بی دلیل وقت کشی می کنه
20. Come what it may.    هرچه بادا باد

Adjective Order

Adjectives cannot be written in any order. There are rules, so you should use the following order:


Determiner or article, opinion, size, age, shape, colour, nationality, religion, material, noun used as an adjective; then the main noun

ادامه نوشته

پیشوندهای لاتین در زبان انگلیسی Latin prefixes in English

Latin prefix

Basic meaning

Example words

co-

together

coauthor, coedit, coheir

de-

away, off; generally indicates reversal or removal in English

deactivate, debone, defrost, decompress, deplane

dis-

not, not any

disbelief, discomfort, discredit, disrepair, disrespect

inter-

between, among

international, interfaith, intertwine, intercellular, interject

non-

not

nonessential, nonmetallic, nonresident, nonviolence, nonskid, nonstop

post-

after

postdate, postwar, postnasal, postnatal

pre-

before

preconceive, preexist, premeditate, predispose, prepossess, prepay

re-

again; back, backward

rearrange, rebuild, recall, remake, rerun, rewrite

sub-

under

submarine, subsoil, subway, subhuman, substandard

trans-

across, beyond, through

transatlantic, transpolar

پسوندهای لاتین در زبان انگلیسی Latin suffixes in English

Latin suffix

Basic meaning

Example words

-able, -ible

forms adjectives and means “capable or worthy of”

likable, flexible

-ation

forms nouns from verbs

creation, civilization, automation, speculation, information

-fy, -ify

forms verbs and means “to make or cause to become”

purify, acidify, humidify

-ment

forms nouns from verbs

entertainment, amazement, statement, banishment

-ty, -ity

forms nouns from adjectives

subtlety, certainty, cruelty, frailty, loyalty, royalty; eccentricity, electricity, peculiarity, similarity, technicality

٥٠ نمونه جمله روزمره

1-She was really regarded as one of the most able students of my English class.

او واقعا یكی از بهترین دانش آموزان كلاس زبان من به حساب می‌آمد.

2- What attributes should a good manager possess?

یك مدیر خوب باید چه صفاتی داشته باشد؟

3- His departure / death was  abrupt and completely unexpected.

مرگ او ناگهانی و غیر منتظره بود.

4- I appreciate what you are doing for me.

از كارهایی که برای من انجام میدی ممنون.

5- Ive no word to express my deep gratitude.

جدا نمی‌دونم چطور از شما تشکر کنم (نمی‌دانم با چه زبانی از شما تشکر کنم).

6- I don’t have anything to give in return.

نمی‌دونم محبت شما را چگونه جبران کنم.

7- Dont feel restrained.

معذب نباشید.(راحت باشید).

8- Every thing clicked back to me at once.

یکدفعه همه چیز یادم آمد.

9- Who ever said that?.

اصلا کی اینو گفته؟

10- He is a man of influence.

او مرد صاحب نفوذی است.

11- I am not in a good mood today.

امروز زیاد حال و حوصله ندارم.

12- Thanks for your compliment.

از تعریفت خیلی ممنون.

13- When I told them I was a doctor their whole  attitude changed.

وقتی به آنها گفتم كه من دكتر هستم طرز برخورد همه عوض شد.

14- Whats all the fuss  about?

این همه سر و صدا برای چیه؟

15- My mind got distracted for a second.

یک لحظه حواسم پرت شد.

16- It doesn’t suit you very much.

زیاد بهت نمی‌آید.

17- what a mess!

اه چه گندی!

18- Luck wasnt on their side.

بخت باهاشون یار نبود.

19- No buts and ifs.

دیگه اما و اگر نداره.

20- Do it on private.

به طور محرمانه آن را انجام بده.

21- Bon appetit.

نوش جان!

22- Well have some fun with him.

یه خرده باهاش حال كنیم.

23- Keep it to yourself.

پیش خودت بمونه.

24- Sorry for interruption / interrupting you.

ببخشید که حرف شما را قطع می‌کنم.

25- Thats awfully very kind of you.

این واقعا لطف شما را می‌رساند.

26- I couldnt make sense of what you said.

نتوانستم از چیزی که گفتید سر در بیاورم.

27- I didnt want to offend you.

منظور بدی نداشتم (نمی‌خواستم ناراحتت کنم).

28- Am I making myself understood or not?

می‌توانم منظورم را به شما برسانم یا نه؟

29- I will be back before you know it.

I will be back in a flash

I will be back in a split second

I will be back right away

تا چشم بهم بزنی بر می‌گردم.

30- Fall back.

عقب نشینی كنید.

31- I was stuck in the traffic.

تو ترافیک گیر افتاده بودم.

32- Im so full.

حسابی سیرم.

33- I beg you, I need him.

خواهش می‌كنم؛ من بهش احتیاج دارم.

34- Could you let me off?

ممکن است من را پیاده کنید؟

35- Have you ever noticed?

تا حالا دقت كردی؟

36- Let of my hand.

دستمو ول كن.

37- Dont let the news get out.

اجازه نده خبر به جا‌یی درز پیدا کند.

38- He took a week leave.

او یک هفته مرخصی گرفت.

39- She has a heart feeling toward him.

از او دل پری دارد.

40- It occurred to me suddenly.

ناگهان به ذهنم خطور کرد.

41- Please notify us of any change of address.

لطفا تغییر آدرستان را به ما اطلاع دهید.

42- I will just see you to the door.

تا دم در شما را بدرقه می‌کنم.

43- Try your best.

نهایت سعیت را بکن.

44- He lied about his age.

او در مورد سنش به ما دروغ گفت.

45- Thank you very much. You were a big help.

خیلی متشكرم كمك زیادی کردی.

46- You mean a world to me.

تو برای من یک دنیا ارزش داری.

47- Make yourself at home.

اینجا رو منزل خودتون بدونید.

48- Nice of you to come.

لطف کردید تشریف آوردید.

49- Thats so hard to deal without you.

بدون شما سر کردن خیلی مشکل است.

50- I feel honored to have you as a friend.

از اینکه با شما دوست هستم افتخار می‌کنم.

Preliminary Task


ادامه نوشته

تفاوتهای انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی

تفاوتهای انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی

آيا انگليسي آمريکايي (American English) و انگليسي بريتانيايي (British English) دو زبان مجزا هستند يا دو حالت مختلف از زبان انگليسي؟ بعضي‌ها مي‌گويند آنها دو زبان مختلف هستند ولي خيلي‌ها آنها را تنها حالتهاي مختلفي از يک زبان مي‌دانند.

البته هيچ پاسخ دقيقي براي اين پرسش وجود ندارد. ما فقط مي‌توانيم بگوييم که تفاوتهايي ميان آنها وجود دارد. البته بايد بدانيد که اين تفاوتها جزئي بوده و در اثر يکپارچه شدن دنياي امروز اين تفاوتها روز به روز کمتر مي‌شوند.

در ادامه با برخي از تفاوتهاي ميان اين دو نسخه از زبان انگليسي آشنا مي‌شويد.

 

املاي کلمات

انگليسي بريتانيايي تمايل دارد که املاي بسياري از کلماتي که ريشه فرانسوي دارد را حفظ کند، در حاليکه آمريکايي‌ها بيشتر سعي مي‌کنند کلمات را همانطور که تلفظ مي‌کنند بنويسند. علاوه بر اين، آنها حروفي را که مورد نياز نيست حذف مي‌کنند. به مثالهاي زير دقت کنيد:

British English

American English

colour

color
centre center
honour honor
analyse analyze
cheque check
tyre tire
favour favor

اگر چه هر دو نسخه‌ي آمريکايي و بريتانيايي زبان انگليسي صحيح هستند، اما املاي آمريکايي معمولاً ساده‌تر است. بنابراين بهتر است بطور کلي از املاي آمريکايي استفاده کنيد، مگر اينکه بخواهيد براي خوانندگان بريتانيايي چيزي بنويسيد.

 

تلفظ

تلفظ‌ها و لهجه‌هاي گوناگوني در انگليسي محاوره‌اي وجود دارد که پرداختن به همه آنها در يک مقاله امکانپذير نيست. بنابراين تنها به تفاوتهاي اصلي بين دو نوع اصلي زبان انگليسي،‌ يعني انگليسي آمريکايي و انگليسي بريتانيايي اشاره مي‌کنيم:

   صداي /r/ ممکن است در بعضي از کلمات انگليسي بريتانيايي رسا نباشد؛ مثلاً کلمات car، park، star و bark را در نظر بگيريد. قاعده‌ي آن اينست که حرف r تنها وقتي که يک حرف صدادار بعد از آن بيايد تلفظ مي‌شود، مانند Iran، British و bring.

   آمريکاييها تمايل دارند کلماتي که به «-duce» ختم مي‌شوند (مانند reduce، produce، induce و seduce) را بصورت /-du:s/ تلفظ کنند. در انگليسي بريتانيايي اين اغلب کمي متفاوت است:/-dju:s/

براي فراگيري سيستم تلفظ IPA اينجا را کليک کنيد.

   آمريکاييها تمايل دارند کلمات را با حذف حروف کاهش دهند. بعنوان مثال کلمه «facts» در انگليسي آمريکايي درست مثل «fax» تلفظ مي‌شود - حرف t تلفظ نمي‌شود.

   گاهي حروف صدادار در انگليسي بريتانيايي حذف مي‌شوند. بعنوان مثال در هيچيک از کلمات «secretary» و «tributary» حرف a تلفظ نمي‌شود.

   گاهي استرس کلمه در هر کدام از دو نسخه آمريکايي و بريتانيايي تفاوت دارد:

advertisement:

American English:  /'/

British English:  /'/

 

لغت

در جدول زير چند کلمه متداول بريتانيايي بهمراه معادل آمريکايي آن ارائه شده است:

British English

American English

معني فارسي
lift elevator آسانسور
trousers pants شلوار
lorry truck کاميون
petrol gasoline بنزين
underground subway مترو
aerial antenna آنتن
rubber eraser پاک‌کن
flat apartment آپارتمان
wardrobe closet جارختي
queue line صف
pavement sidewalk پياده‌رو

British/North American Vocabulary

Here are some of the main differences in vocabulary between British and North American English.

British

Canadian

American

anywhere

anywhere

anyplace

autumn

autumn/fall

fall

barrister

lawyer

attorney

beeper, pager

pager

beeper

bill (restaurant)

bill

check

biscuit

cookie

cookie

block of flats

apartment block

apartment building

bonnet

hood

hood

boot (of car)

trunk (of car)

trunk (of automobile)

car

car

automobile

caravan

trailer

trailer

chemist

drugstore

drugstore

chest of drawers

dresser

bureau

chips

French fries/chips

French fries

chocolate bar

chocolate bar

candy bar

the cinema

movies

the movies

clothes peg

clothes peg

clothespin

coffin

coffin

casket

condom

condom

rubber

crisps

potato chips

potato chips

crossroads

intersection

intersection

cupboard

cupboard

closet

cutlery

cutlery

silverware

diversion

diversion, detour

detour

drawing-pin

thumbtack

thumbtack

driving licensce

driver's licensce

driver's license

dummy (for babies)

soother

pacifier

dustbin

garbage can, trash can

ashcan, garbage can, trashcan

dustman

garbageman

garbage collector

engine

engine

motor

estate agent

real estate agent

realtor

film

movie

movie

flat

apartment

apartment

flat tyre

flat tire

flat

flyover

overpass

overpass

galoshes

galoshes

toe rubbers

gear-lever

gearshift

gearshift

Girl Guide

Girl Guide

Girl Scout

ground floor

ground floor, main floor

first floor

handbag

handbag

purse

holiday

holiday

vacation

jam

jam

jelly

jeans

jeans

blue jeans

jug

jug

pitcher

lift

elevator

elevator

lorry

truck

truck

luggage

luggage

baggage

mad

crazy

crazy

main road

main road, main thoroughfare

highway

maize

corn

corn

maths

math

math

mobile (phone)

cellular

cellphone

motorbike

motorbike, motorcycle

motorcycle

motorway

highway, thoroughfare

freeway, expressway

motorway

freeway

freeway

napkin

serviette, table napkin

napkin

nappy

diaper

diaper

naughts and crosses

tick-tack-toe

tic-tack-toe

pants

shorts

shorts

pavement

sidewalk, pavement

sidewalk

pet hate

pet peeve

pet peeve

petrol

gas, gasoline

gas, gasoline

The Plough

Big Dipper

Big Dipper

pocket money

pocket money

allowance

post

mail, post

mail

postbox

mailbox, post-box

mailbox

postcode

postal code

zip code

postman

mailman, letter carrier

mailman

pub

bar, pub

bar

public toilet

bathroom

rest room

puncture

flat

flat

railway

railway

railroad

return (ticket)

return

round-trip

reverse charge

collect call, reverse the charges

call collect

ring road

ring road

beltway

road surface

road surface, asphalt

pavement

roundabout

roundabout

traffic circle

rubber

eraser

eraser

rubbish

garbage, trash, refuse

garbage, trash

rubbish-bin

garbage can, trashcan

garbage can, trashcan

saloon (car)

sedan (car)

sedan (automobile)

shop

shop, store

store

single (ticket)

one-way (ticket)

one-way

solicitor

lawyer

attorney

somewhere

somewhere

someplace

spanner

wrench

wrench

spirits

spirits

hard liquor

sweets

candy, sweets

candy

tap (indoors)

tap (indoors)

faucet

tap (outdoors)

tap (outdoors)

spigot

taxi

taxi

cab

tea-towel

dish-towel

dish-towel

telly, TV

TV

TV

third-party insurance

third-party insurance

liability insurance

timetable

schedule

schedule

tin

tin can

can

toll motorway

toll highway

turnpike

torch

flashlight

flashlight

trousers

pants

pants

tube (train)

subway, metro

subway

underground (train)

subway, metro

subway

underpants

shorts

shorts

van

truck

truck

vest

undershirt

undershirt

waistcoat

vest

vest

wallet

wallet

billfold

wellington boots

rubber boots

rubbers

whisky

whisky, scotch

whiskey, scotch

windscreen

windshield

windshield

zip

zipper

zipper

جملات شرطی (Conditional Sentences)

جملات شرطی

جملات شرطی از دو شبه جمله تشکیل می شوند؛
شبه جمله شرط (if clause) که از احتمال صحبت می کند و شبه جمله پایه (result clause )که نتیجه را در صورت روی دادن آن اتفاق شرح می دهد.

ادامه نوشته

قید (Adverb)

قید:
قیدها فعل را توصیف می کنند.
۱- قیدهای یک سیلابی مانند صفات با (er) تفصیلی و (est)عالی می شوند.

Hard==>harder==>hardest
Fast==>faster==>fastest

2-ولی قیدهای دو سیلابی با افزودن (ly)تبدیل به قید شده و سپس با (more)تفصیلی و با (the most)عالی شده و بقیه قیدهای چند بخشی با(more)و(the most)به قیود تفصیلی و عالی تبدیل می شوند.

-easily==>more easily==>the most easily
-quickly==>more quickly==>the most quickly

-beautifully==>more beautifully==>the most beautifully

3-برای ساختن قید متساوی از رابطه (asقیدas)استفاده می شود.
-he runs as slowly as I.


طبقه بندی قیدهاclassification of adverbs

قیدها بر حسب کاری که در جمله انجام می دهند بر چند نوعند...
ادامه نوشته

مقایسه صفات

مقایسه صفات

صفات اسم را توصیف می کنند.
صفات از نظر مقام و برتری بر چهار نوعند:

۱- صفت مطلق ساده

۲- صفت متساوی
۳- صفت تفضیلی
۴- صفت عالی

۱- صفت مطلق ساده
صفت ساده کلمه ای است که اسمی را توصیف میکند.
Bad- good - small- large

۲- صفت متساوی
اگر دو اسم از نظر یک صفت برابر باشند برای آن صفت متساوی بکار می برند. در فارسی مثل: به بزرگی، به کوچکی.
برای ساختن صفت متساوی در انگلیسی از(as+صفتbe+as+) استفاده می شود و در جملات منفی آمریکایی ازترکیب (as+صفتbe+not+as+) و در دستور زبان بریتانیایی این جملات را اینگونه (as+صفتso +) می سازند.
۱- This hill is as high as that mountain.
2- He is not as (so) beautiful as him.

یاد آوری: در رابطه (asصفتas) اگر بجای صفت اسم بکار رودباید از رابطه ی (+asاسمthe same+) استفاده کرد.
- This is the same color as that plane.
اسم

۳-صفت تفضیلی(مقایسه ای)comparative
صفت تفضیلی(comparative) برتری شخصی را از چیزی یا شخص دیگری بیان می کند و به صورت +er+than)صفت) ساخته می شود.


۴-صفت عالی superlative
صفات عالی برتری شخصی یا چیزی را از شخص یا اشخاص دیگر بیان می کند.

طرز ساخت صفت تفضیلی و عالی از صفت ساده مطلق

الف:تمام صفات یک بخشی با er به صفت تفضیلی و با est به صفت عالی تبدیل می شود، البته با افزودن er و est تغییراتی در کلمه ایجاد می شود.

۱. صفاتی که به e ساکن ختم می شوند هنگام گرفتن er و est، e ساکن حذف شده.

۲. صفاتی که حرف آخر آنها به y ختم شده و قبل از y یک حرف صدا دار باشد با افزودن er و est تغییری داده نمی شود.
۳. صفاتی که حرف آخر آنها به y ختم شده و قبل از y یک حرف صدا دار باشد با افزودن er و est ، y آخر به I تبدیل می شود.
۴. صفاتی که مختوم به حرف بی صدا و قبل از حرف بی صدا یک حرف صدا دار باشد، هنگام تفضیلی و عالی شدن حرف آخر دوبل می شود.
۵. ولی اگر قبل از بی صدا دو حرف با صدا باشد حرف آخر دوبل نمی شود.

large ==> larger ==> largest
gray==>grayer==>grayest
Easy==>easier==>easiest
Hot==>hotter==>hottest
Out ==>outer ==>outtest

ب-صفات دو بخشی که مختوم به حروف(y- ow- le- er) باشند با گرفتن (er) ویا (est) تبدیل به تفصیلی و عالی می شوند.

Clever==>cleverer==>cleverest
Simple==>simpler==>simplest
Narrow==>narrower==>narrowest
Happy==>happier==>happiest

و سایر صفات دو بخش دیگر با کلمه ی (more)تفصیلی و باکلمه ی(the most)عالی می شود.

ج-کلیه صفات بیش از دو بخش با کلمه ی (more) تفصیلی و با (the most) عالی می شود.

Beautiful==>more beautiful==> the most beautiful
توجه:
معمولابعد از صفات وقیدهای تفصیلی کلمه ی than و بعد از صفات عالی حرف اضافه (of)می آورند و همچنین در جلو صفات عالی معمولا حرف تعریف (the)قرار دارد.

حالت اضافه (حالت ملکی) و انواع (s)

حالت اضافه (حالت ملکی) و انواع (s)

حالت اضافه برای مالکیت بکار می رود و مالک یا نام مربوط به انسان است یا غیر انسان.

الف- اگر مالک نام مربوط به غیر انسان باشد بین دو اسم (of) بکار می رود.

-the leaf of the tree.

ب-اگر مالک نام مربوط به انسان باشد بعد از نام انسان ('s) اضافه می شود.
-hassan's book.
یادآوری۱:
اگر نام مالک مربوط به انسان با (s) جمع بسته شده باشد فقط بعد از (s)جمع آپاستروف (')بکار می رود .
مدرسه دختران girls' school
یادآوری ۲:
اگر شیئی دارای چند مالک باشد ('s) را به آخرین اسم اضافه می کنیم.

یادآوری ۳:
معمولاً وقتی ('s) به آخر اسم شغل یا حرف یا مالک اضافه شود از بکار بردن نام مکان مثل مغازه، storeفروشگاه و... خودداری می شود.
- I must go to the butcher's.
(s) جمع مثل (book(s و دیگری (s) سوم شخص مثل:
- He runs very fast.

ترکیب دو فعل بوسیله (too) و یا (very)

ترکیب دو فعل بوسیله (too) و یا (very) (در حالت قید)

کلمه ی (too) (به معنی زیاد) نشانه مقدار یا میزان زیاد است که قبل از یک صفت ساده و یا یک قید ساده ذکر می شود و بعد از آن یک عبارت مصدری قرار می گیرد که معمولاً کلمه (too) قبل از هر صفت و قید ساده معنی منفی به جمله می دهد.

برای ترکیب یک جمله منفی به مثبت از too استفاده می کنیم.
- It is too hot for me to go out.

ولی کلمه ی (very) (به معنی زیاد) نشانه ی مقدار یا میزان بسیار زیاد دست که قبل از صفات و قید های ساده ذکر شده که معمولاً بعد از آن عبارت مصدری ذکر نمی شود و هم چنین معنی مثبت به جمله می دهد، برای ترکیب دو جمله مثبت از very استفاده می شود.
- It is very cold but we can go out.
تذکر ۱:
برای ترکیب یک جمله مثبت به یک جمله منفی با کلمه ی (too) ابتدا فاعل و فعل جمله مثبت را نوشته سپس کلمه (too) را قبل از صفت ذکر کرده و بعد مصدر با (to) جمله دوم را نوشته.

تذکر ۲:
برای تر کیب دو جمله مثبت با (very) ابتدا فاعل و فعل جمله اول را نوشته و سپس (very) را قبل از صفت بیان کرده.

Are you too tired to go to a movie?
The room is very nice but it’s expensive.
I’m very tired but.
Wow! This Persian food is very good.
I’m very much afraid that your son may be involved in the crime.
Good, because I here this movie is very good.
My husband loves it but it’s too hot for me.
You’re kidding! This isn’t very small.
He’s far too young to go on his own.
Is it what you expected? “Oh yes, very much so.”
This is too large a helping for me.
This helping is too large for me.
Is it too much to ask for a little quiet?
You played very well.
Thanks very much.
I’m not very (= not at all) impressed.
The dress was too tight for her.
Very few people know that.
It’s too late to do anything about it now.
The car is too expensive to buy.
The building suit is too wet to wear.
Accident like this happen all too (=much too) often.
Are you very busy? “Not very”
The child is too young to start school.
The new building has been very much admired.
I’m very hungry.
The apartment is too small for six people.
They were very pleased to get your letter.

ترکیب دو جمله بوسیله (neither, nor, either, or)

ترکیب دو جمله بوسیله (neither, nor, either, or)

 

جملاتی که دارای فاعل یکسان هستند بوسیله کلمات or، either و یا nor،  neither به هم ربط داده یا ترکیب شوند، بدین ترتیب که قسمتهای مشترک در هر دو جمله را ابتدا نوشته و سپس کلمه ی either و سپس ادامه جمله اول را نوشته و قسمت مشترک در جمله دوم را حذف کرده و کلمه or را آورده و بعد جمله دوم را نوشته البته برای هر دو جمله مثبت و انجام کار مثبت در دو جمله از کلمات or و either و برای انجام ندادن هیچ کدام از دو جمله و به عبارتی برای ترکیب دو جمله منفی (در عمل) از کلمات nor و neither استفاده کرد.

 


either this or that  
you can either pay now or later  
either come to the capital as servant / or prepare for war

 

 

 

I could neither laugh nor cry  
he neither smokes nor drinks  
neither here nor there 



USAGE

Either … or and neither … nor are usually followed by a plural pronoun and plural verb, except in formal writing: If either David or Janet come, they will want a drink. In formal English this would be: If either David or Janet comes, he or she will want a drink.


تذکر مهم:


اگر بعد از neither، nor ، either ، or فاعل مفرد بکار رود همیشه فعل آن جمله به صورت مفرد خواهد بود و اگر فاعل جمع باشد فعل آن فعل آن بصورت جمع خواهد بود.

Neither Spanish nor Japanese will be offered at this college.
I study either at home or in the library.
Neither Ali nor Maryam can come.
Neither cake nor rice are ready yet.
You can either come with us or stay here alone.
I’m going to buy either a camera or CD player with the money.
He neither speaks nor hears.
He is either our friend or our enemy.
Babak’s room is neither big nor small.
I think they are either Persian or Arab.
She neither knew nor cared what had happened to him.
Either he could not come or he didn’t want to.
Neither the TV nor the video actually work/works.
Either the library or bookstores have current magazine.
Either bookstores or the library has current magazine.
Neither the book nor the magazines discuss this issue.
Neither the magazines nor the book discusses this issue.
Either Kay or I am going to the library this morning.
Neither the twins nor he is planning to go to the library.
Obviously, neither she nor they are interested in that subject.
Either gender differences or cultural incompatibility explains disagreement in many cases.
Neither husband nor wife wants to be isolated.

سوالات کوتاه ضمیمه

سوالات کوتاه ضمیمه:Tag Ending -Taq Question

در هر جمله اگر جوابی خواسته باشند اگر جمله مثبت باشد یا منفی سوالی جواب داده و اگر جمله منفی باشد با مثبت سوالی جواب داده.

تذکر۱:در جملاتی که افعال کمکی دارند برای جمله مثبت ،همان فعل کمکی رابا (not) آورده وسپس فاعل جمله را به دنبالش ذکر کرده ولی اگر جمله منفی باشد ،فعل کمکی را آورده و سپس فاعل جمله را به دنبالش ذکر کرده .

تذکر۲:اگر جمله فعل کمکی نداشته باشد برای جملات گذشته از (did) برای جواب یک جمله ی منفی واز (did not) برای جواب جملات مثبت استفاده کرده و سپس فاعل جمله را بیان کرده.

تذکر۳:از (does) برای جملات حال سوم شخص مثبت استفاده کرده و برای سایر ضمایر شخصی از (do) و(donot) استفاده می شود.

This is Monday, isn’t it?
You remembered to turn the lights off, didn’t you?
They aren’t going to chop that tree down, are they?
You will come to graduation, won’t you?
These aren’t my groceries, are they?
We should take our umbrellas, shouldn’t we?
You are tired, aren't you?
The tickets cost five dollars, don’t they?
You paid for dinner last night, didn’t you?
It is often stated that we use only 10 per cent of our brain, isn’t it?
You made that up, didn’t you?
We need one more person to make up a team, don’t we?
He has been here before, hasn’t he?
Your students can move tomorrow, can't they?
She isn’t going, is she?
I have seen you on TV, haven’t I?
You will be sorry to leave, won’t you?
Sahar has lived here a long time, has she? (Not Sahar has lived here a long time, has Sahar?)
That’s a good idea, isn’t it? (Not that’s a good idea, isn’t that?)
Beautiful day, isn’t it?
You haven’t finished packing, have you?
Moving is hard, isn’t it?
The movers aren’t packing the books for us, are they?

افعال معین

افعال معین

طرز بکار بردن این افعال در جملات با سایر افعال دیگر فرق دارد که اغلب این افعال ناقص می باشد به این صورت که تمام قسمتهای یک فعل معمولی را ندارند و اغلب این افعال را افعال مخصوص هم مینامند. البته تمام این افعال معین با کلمه ی (not) منفی می شوند و اگرقبل از فاعل ذکر کنیم جمله بصورت سوالی در می آید.
حال ساده فعلam –is –are
گذشته ساده was- were

I’m Steve Johnson.
It’s my first day of school.
What floor is Amir on?
Don’t be nervous!
It’s fun.
It’s free.
This is me in my new apartment.
Are you here on business?
The music was pretty bad.
They’re not from around here.
What movie was it?
We aren’t cold.
You are both wrong, I mean your answers are wrong.
She is here for her sister wedding.
Kamal was wonderful in the party.
Mark and Kathy are good friends from school.
Who is the woman with Mina?
Were we right?

فعل

فعل: verb
کلمه ایست که بر انجام کاری یا داشتن حالتی دلالت می کند فعل بر دو نوع است ،
۱-لازم

Ideas about friendship differ from person to person.
Several companies are competing for the contract.
My friend is always arguing.
She awakened to the sound of birds singing.
Have you ordered yet?
I don’t really know, I’m just guessing.
The rate of inflation increased by 20%.

۲-متعدی

۱- فعل لازم :فعلی است که احتیاج به مفعول ندارد وبدون مفعول معنی جمله کا مل است و کلمه ای که بعد از فعل می آید متمم نامیده می شود .

I go to school.
2-فعل متعدی: که بدون مفعول معنی جمله کا مل نشود.
The cat caught the mouse
طرز بکار بردن مفعول با متعدی
مفعول بر دو نوع است:
۱-مفعول بی واسطه direct object ،
۲-مفعول با واسطه indirect object

الف- هر گاه مفعول با واسطه بعد از فعل متعدی آید به حرف اضافه احتیاج نیست .
مفعول با واسطه + حرف اضافه+ مفعول بی واسطه+ فعل متعدی

ب- هر گاه مفعول با واسطه بعد از مفعول بی واسطه قرار گیرد ما بین دو مفعول حرف اضافه مناسبی احتیاج است .

۱/ مفعول بی واسطه + مفعول با واسطه + فعل متعدی
He gave me a book.

He gave a book to me.
I send her some flowers.
بی واسطه   باواسطه
اگر مفعول با واسطه ضمیر و یا یک کلمه ی کوچک باشد آنرا بعد از فعل متعدی بیان می کنند.

ولی اگر مفعول با واسطه چند کلمه ویا کلمه ی طولانی باشد آنرا بعد از مفعول بی واسطه بیان می کنند.
He will give the book to who ever wants it
مثال:

Forget him!
He fills the post satisfactorily.
Her cruel remarks cut him deeply.
Payam doesn’t concern himself with the details.
For a long time his death was concealed from her.
First I’ll explain the rules of the game.
Your name has been deleted from the list.
Sarah chose her words carefully.
Stop pulling her hair!
How long has he hold office.

جمع بستن اسم ها

جمع بستن اسمها

اسمها با حرف (S)جمع بسته می شوند ولی اگر کلمه ای به حروف (f-t-k-p)ختم شود در تلفظ (s)آخر را با صدای (س)بیان می کنند ولی اگر به حروف دیگری ختم شوند (s)آخر صدای (z)میدهد.
صدای(س)a books – cats
صدای(ز)boys – girls

الف- اسم هایی که به حروف (x- ch- sh- s - ) ختم شوند با(es)جمع بسته میشوند .

Dresses - bushes – churches - boxes

ب- اسم هایی که به (y)ختم شوند و قبل از آن حرف صدادار باشد با (s)جمع بسته می شود .ولی اگر حرف ما قبل از (y)بی صدا باشد (y)تبدیل به (i) شد و(esمی گیرد.

City==>cities ولی boy==>boys
ج-اسم هایی که به (fe) و یا (f) ختم شوند در صورت جمع (f) و یا (ef) تبدیل (ves) می شوند.
Thief==>thieves و wife==>wives
د-بعضی اسامی در انگلیسی جمع یا مفرد شان یکی است.


گوسفند= sheep
گوزن=deer


ذ-بعضی از اسمها فقط در حالت جمع وجود دارند.
Pyjams – trousers –scissors
ر- بعضی از اسامی از هیچ قانونی تبعیت نمی کنند.
Man==>men
Ox==>oxen

 

ی- بعضی ازاسم ها که به (o) ختم می شوند در جمع(es)و بعضی فقط (s)می گیرند.
Hero==> heroes ولی piano==> pianos

حرف تعریف نامعین a و an

حرف تعریف نامعین a و an
حروف تعریف نامعینی می باشند که در جلوی اسمهای عام قابل شمارش که معین و مشخص نباشند قرار داده می شوند. .
A book - an apple
فرق بین (a) و (an)

اسمهایی که حرف اول آنها حروف بی صدا باشد (a) و اگر از حروف صدادار باشد (an) بکار برده می شود.

تذکر:
حروف با صدا عبارتند از : a – e – I – o – u

A pen - an egg – an idea – an orange


اسمهائیکه با (h) ساکن شروع شوند (an) می گیرند.
An hour – an honor
مگر اینکه (h) تلفظ شود.
A house – a half
تبصره ۲:
اسمهایی که با صدای (u) و یا حرف صداداری که صدای (u) می دهد با حرف تعریف نا معین (a) نوشته می شود.
A European – a union – a university
تبصره ۳:
حرف تعریف نا معین (a) و (an) با اسامی جمع بکار نمی روند.
نکته:
اگر در مورد چیزی که برای طرف مقابل شناخته شده است صحبت می کنیم از حرف تعریف
the
استفاده می کنیم
مثلا

this is a tree

و در جمله بعد که درخت را می شناسیم که منظور کدام درخت است و می دانیم که منظور درخت جمله قبل هست از حرف تعریف

the

 

 this is a branch of the tree

حرف تعریف
the
کاربرد زیادی دارد و در سطوح بالاتر با آن ها بیشتر آشنا می شوید
مثلا قبل از اسم دریاها، کوه ها و رود ها از آن استفاده می شود
یا مثلا همیشه با اینترنت می آید
I searched the Internet
اینها همه قرار داد هستند و دلیل خاصی ندارند

ضمایر اشاره

ضمایر اشاره:
مانند ( These – That – This ) که هم ضمیر و هم صفت اشاره هستند که اگر به تنهایی بکار روند ضمیر و اگر با اسم همراه باشند، صفت می باشند.

This book is mine.- صفت
- ضمیر This is what I said.

تذکر۱:
بعد از فعل متعدی و حرف اضافه ضمیر مفعولی ذکر می شود و نه فاعلی

تذکر۲:
در جملات مقایسه ای که معمولاً با کلمه (than) همراه هستند ضمایر فاعلی بعد از (than) ذکر می شود، البته اگر مقایسه با فاعل باشد.

She takes care of me more than you do.

در مکالمه از ضمیر مفعولی برای مقایسه استفاده می شود که از لحاظ گرامری غلط است اما بین خود انگلیسی زبانان اینگونه کاربردها عادی می باشند.
I’m older than her.
You’re taller than him.

ضمایر انعکاسی

ضمایر انعکاسی: در جای مفعول در جمله (برای تاکید یا بازتاب) می آید و نشان می دهد که مفعول جمله خود فاعل می باشد(shot گذشته shoot است).

- The man shot himself.
مرد به خودش شلیک کرده.
Myself ~ Ourselves
Yourself ~ Yourselves
Himself ~ Herself ~ Itself ~ Themselves

I went myself. 

(من) خودم رفتم


I know myself how to answer.  

خودم می دانم چطور جواب بدم


I wrote it myself. 


خودم نوشتم

I cut myself.  

خودم را بریدم


I burned myself.

خودم را سوزاندم
I said to myself, "don't be afraid!".

به خودم گفتم: نترس


The baby hurt herself.

بچه به خودش آسیب رساند
Dan himself will be at the meeting.

دن خودش در جلسه خواهد بود

she did it herself

او خودش آن کار را کرد

she went herself

خودش رفت

she'll go herself  

خودش خواهد رفت

she cut herself

خودش را برید

she is proud of herself

او به خودش می بالد

 

he talks to himself  
او با خودش حرف می زند


he broke the cup himself

او خودش فنجان را شکست

 

 

Jane runs the business by herself.
There is no need for you to be proud of yourselves.
The dog was washing itself.

صفات ملکی

صفات ملکی:
صفاتی هستند که چیزی یا شخصی را به شخص یا چیزی نسبت می دهند و همیشه باید با اسم بکار برده شوند.

مفرد:
(Its – his – her – your – my)
جمع:
(Their – your – our)

Some of my new friends are trying to speak English with me.
Here is her profile.
What do your family call you?
His dorm room is bright and sunny.
They just got back from their long, hard day at office.

حالات اسم

1-حالات فاعلی nominative case: زمانی است که اسم فاعل جمله باشند.

The man opened the door.

Steve works here.
New York is a big city.
The girl can speak a little Persian.
My book was lost in the park.
The school teacher was looking up in the phone book.


2-حالات مفعولی accusative case: و آن هنگامی است که اسم مفعول یک فعل متعدی باشد.

He asked the man a question.
Rita gave her mom a kiss.
I missed my friend’s party.
He kicked the ball into the net.
The reporter sent me a letter.
They will hire an engineer to design a new system.

 

-۳حالات اضافه اسم  possessive case: اسم موقعی در حالت اضافه است که چیزی یا کسی به آن متعلق باشد و یا به او نسبت داده شود .

Hassan's book is on the table.
The boy’s room wasn’t clean this morning.
Do you see Jaime’s wallet?
I haven’t seen Emily’s new car yet.
My dad’s lawyer used to work very hard.
Her brothers’ friends are going to practice in the garage.

اسمهائیکه بحرف (s) ختم شده و یا جمع می باشند مثل boys با (') آنرا بحالت اضافه در می آورند.

 

boys' book

 

عبارات زیر را بحالت اضافه اسم در آورید:

 

۱- The clothes of boys. ……. boy s' clothes

2- The club of the woman. …… Woman's club
3- The house of Ali and Hassan. …. Ali and Hassan's house
4- The hats of Ladies. …… Ladies' hats
5- The typist of Ali. ……. Ali's typist

ضمایر شخصی

ضمایر شخصی

الف- ضمایر شخصی فاعلی
ب- ضمایر شخصی مفعولی

الف- ضمایر شخصی فاعلی: بجای فاعل در جمله قرار می گیرند.

مفرد :

I – You –He – She – It

جمع:

We – You - They


ب- ضمایر شخصی مفعولی: بجای مفعول در جمله قرار می گیرند.

مفرد:
Me – you – him – her – it

جمع:
Us – you
– them

اسم (Noun)

تعریف اسم
(noun)
اسم کلمه‌ای است که برای نامیدن شخص مکان و یا چیزی بکار برده می‌شود.
باغ = garden
میز تحریر = desk
دختر = girl
پسر = boy
مداد = pencil

انواع اسم

۱ - اسم عام
(common noun)
اسمی که در میان اشخاص – مکان ها و یا اشیاء- عمومیت داشته باشد.

۲ - اسم خاص
(proper noun)
اسمی که نام مخصوص یک شخص- چیز و یا مکان معینی باشد.
Ali - Iran - Big Ben

3 - اسم معنی 
(abstract noun) 
اسمی که بخودی خود وجود ندارد و وجودش در اشخاص و یا اشیاء دیگر احساس می‌شود.
درد = pain
سرعت = speed
ثروت = wealth
سلامتی = health 

۴ - اسم جمع
(collective noun)
اسمی است که در صورت مفرد، ولی در معنی بر گروه و دسته ای دلالت می‌کند. 
تیم = team
دسته = class
نیروی دریایی = navy
ارتش = army
کتابخانه = library

طریقه بکار بردن کلمات استفهامی Question Words

طریقه بکار بردن کلمات استفهامی Question Words


بعضی از کلمات سوالی بصورت ضمیر و بعضی ها بصورت قید و صفت در جمله بکار می روند. این کلمات بعنوان کلمه ی سوال همیشه در اول جمله واقع می شوند.


۱- who:

همیشه ضمیر است و برای اشخاص بکار برده می شود که اگر کلمه (who) در حالت فاعلی قرار گیرد بعد از آن افعال کمکی قرار نمی گیرد ولی اگر در حالت مفعولی بیان شود در این صورت بعد از کلمه ی who افعال to be قرار گیرد و جمله به حالت سوال نوشته می شود.

ادامه نوشته

جلوگیری از تکرار کلمات بوسیله بکار بردن افعال کمکی

جلوگیری از تکرار کلمات بوسیله بکار بردن افعال کمکی
گاهی جمله ای بیان می شود و شخص دیگر می گوید مثلاً "فلانی هم همینطور" برای بیان "فلانی هم همینطور" در زبان انگلیسی اگر جمله اصلی منفی باشد بعد از (neither)، مثبت فعل کمکی جمله اصلی بکار می رود و اگر جمله اصلی مثبت باشد و دارای فعل کمکی باشد، بعد از (so) همان فعل کمکی جمله اصلی بکار می رود و اگر جمله اصلی فعل کمکی نداشته باشد چنانچه زمان حال ساده باشد از (so do) و اگر زمان گذشته باشد از (so did) استفاده می شود.
بطور کلی (neither) وقتی اضافه می شود که جمله اصلی منفی باشد و (so) وقتی بکار می رود که جمله اصلی مثبت باشد و عکس مطالب فوق صحیح است.

تمرین:
She is going to the mosque and ….

a- neither am I.
b- so I am.
c- so am I.
d- so do I
یادآوری:
در زبان انگلیسی بطریق دیگری نیز می توان رابطه ی "فلانی هم همینطور" را نوشت.
اگر جمله اصلی منفی باشد می توان بعد از همان منفی فعل کمکی either به کار برد و اگر جمله اصلی مثبت باشد و دارای فعل کمکی باشد بعد از فعل کمکی too بکار می رود و برای زمان حال do too و اگر زمان گذشته باشد از did too استفاده می شود.

بطور کلی either وقتی در جمله بکار می رود که جمله اصلی منفی باشد و too وقتی در آخر جمله بکار می رود که جمله اصلی مثبت باشد.

تمرین:
You will not enjoy and my son….

a- does either.
b- doesn't either.
c- will either.
d- won't either.




همیشه ضمیر است و برای اشخاص بکار برده می شود که اگر کلمه (who) در حالت فاعلی قرار گیرد بعد از آن افعال کمکی قرار می گیرد.

I speak Persian and so does my mother.
I speak Persian and my mother does too.
Her plants don’t look very good and neither do mine.
Ali can write English and so can his sister.

You don’t speak Japanese and I don’t either.
You don’t speak Japanese and neither do I.
They can’t understand a word of it and neither can I.
I don’t want to leave and they don’t either.
I like swimming and Nader does too.


Average people are fascinated by twins, and so are scientists.
I’ve always felt lonely and so has my neighbor.
I should do it now and so should she.
He didn’t remember and neither did I.
I hadn’t been to New York before neither has Jane.
My dad is happy and so is my mom.
They take bus to work and so do I.


I’ve always felt like something was missing from my life and so does she.
We often work late and you do too.
Students don’t like homework and neither does the teacher.
The cat doesn’t sleep outside and the dog doesn’t either.